اصول روابط والدین با فرزند نوجوان
چرا باید به نوجوان خود اعتماد کنیم؟
اگر چه تعبير كلي مربيان و به ويژه والدين از بي اعتمادي به نوجوان نشان دادن حساسيت و مسئوليت پذيري است، اما حد و مرز اين حساسيت كجاست؟ چگونه مي توان بين "حساسيت" و "اعتماد" تعادلي منطقي به وجود آورد؟در تغييرات دوره ي نوجواني، زمينه هاي زيادي وجود دارند تا حس بي اعتمادي والدين و مربيان تحريك و تقويت شود.

بسياري از نوجوانان خواسته يا ناخواسته به گونه اي رفتار مي كنند كه از نظر بزرگسالان مشكوك و مرموز به نظر مي رسد. از طرف ديگر حساسيتهاي تربيتي ما موجب مي شود براي حفظ فرزندانمان از چيزهايي كه تهديد و خطر تلقي مي كنيم به رفتارهاي محدود كننده و كنترلي روي مي آوريم. حتي اگر كتمان كنيم، نوجوانان بلافاصله به نشانه هاي بي اعتمادي پي مي برند و با انواع ترفندها به آن پاسخ مي دهند.
دلايل بي اعتمادي
از يك ديدگاه دو دسته عوامل براي بي اعتمادي به نوجوان وجود دارند: اول، عوامل واقع بينانه مبتني بر شناخت ويژگي هاي سني دوره ي نوجواني و آشنايي با شرايط محيطي و دوم عوامل غير واقع بينانه كه مبتني بر شناخت ناقص مسائل زندگي و تحليل هاي نا به جا و ضعيف است.
گاهي نوجوان به دليل تغييرات شناختي و اجتماعي، سراغ چيزهايي مي رود كه ممكن است براي او تهديد كننده باشند. در اين موارد والدين از ترس كم تجربگي فرزندشان، به راهنمايي و حمايت او اقدام مي كنند. اما آن نوع از بي اعتمادي كه رواج بيشتري دارد، بر پايه بد گماني ها، پنهانكاري ها و تمايل به كنترل شكل مي گيرد.
شايد بتوان مهمترين بد گماني والدين و مربيان به نوجوان را در عدم درك كامل اين اصل جست و جو كرد كه هر انساني مسئول زندگي خويش است. همانند بسياري از مسائل مهم كه به فلسفه ي زندگي و تربيت مربوط مي شوند،در اين مورد هم نگرش ها نقش اساسي دارند. گاهي حس مسئوليت ما تا حدي پيش مي رود كه در عمل به دخالت مستقيم در زندگي ديگران تمايل پيدا مي كنيم.
دلسوزي ها، خير خواهي ها، تلاش ها و همه ي آنچه كه تعهد و مسئوليت ناميده مي شود،حد و مرزي دارد و حتي خداوند به رسولش كه راهنما و منجي بشريت است يادآوري مي كند كه وظيفه اي بيش از ابلاغ پيام الهي ندارد.
چرا به نوجوان اعتماد نداريم؟چرا به رفتارهاي او مشكوك مي شويم؟ آيا از چيزي مي ترسيم يا دنبال هدف ديگري هستيم؟ دقت در پاسخ به چنين سوال هايي، باعث مي شود كه به تحليل ها و نگرش هاي خود بپردازيم.
ما به عنوان والدين همان قدر كه بايد مشتاق سعادت و سربلندي فرزندانمان باشيم به همان اندازه نيز بايد توجه داشته باشيم كه بي اعتمادي در بسياري از موارد به معني ناديده گرفتنشان و كرامت يك نوجوان است و منجر به درگيري و فاصله مي شود.
اعتماد و مسئوليت پذيري
اعتماد كردن به نوجوان، ضرورتي انكارناپذير براي رشد و موفقيت اوست. چرا برخي از والدين به خود حق مي دهند كه به عنوان مثال جيب فرزندانمان را پنهاني تفتيش كنيم. دفترچه خاطرات او را بدون اجازه بخوانيم، تلفن هايش را كنترل كنيم يا او را تحت فشار قرار دهيم. تا جزييات مسائل شخصي اش را با ما در ميان بگذارد؟ والديني كه به هوشمندي و حقانيت خود اعتماد ندارند، به فرزندانشان نيز اعتماد نمي كنند. پدر و مادر مي توانند از حالات و رفتار فرزندانشان به وضعيت او پي ببرند و در صورتي كه احتمال مشكلي وجود دارد،با تدبير و رفتار سنجيده به كمك او بشتابند.
در نتيجه بايد به نوجوانان و جوانان اختيار و آزادي كافي داده شود تا خودمختاري و مسئوليت پذيري را تجربه كنند، احساسات و نيازهاي خود را بشناسند، درباره ي هدايت امور زندگي خود تصميم بگيرند و مسئوليت نتايج تصميم هايشان را بپذيرند.
اصرار بعضي از والدين برحفظ و استمرار تسلط شان بر فرزندنوجوان، بدين معني است كه آنان به تفاوت هاي دوره ي كودكي با دوره نوجواني پي نبرده اند. تسلط والدين بر نوجوان نه تنها بايد با افزايش سن به تدريج كاهش يابد، بلكه بهتر است با اجتناب از دخالت مستقيم در امور شخصي او، به خودمختاري و استقلال فرزندمان كمك كنيم. تجسس و دخالت در مسائل شخصي و اجتماعي نوجوان، حساسيت ها و رفتارهاي هيجاني او را بر خواهد انگيخت و به تنش ها و اختلاف ها دامن خواهد زد.
منبع: خبرگزاری مهر
ܓ✿ سـلام علیکم ܓ✿