فلسفه صلح امام حسن علیه السلام
پرسش و پاسخ
اگر صلح نمی کردم . . .
پرسش: امام حسن مجتبی(ع) که منصب امامت را از پدرش امام علی(ع) به نص خاص دریافت کرد چرا با معاویه صلح کرد و برای احقاق حق خود مبارزه نکرد و نجنگید؟

پاسخ: در زمان خود امام حسن(ع) یکی از یارانش به نام «ابوسعید» به آن حضرت عرض میکند: چرا با اینکه میدانستی حق با شماست با معاویه گمراه و ستمگر صلح کردی؟
امام حسن(ع) از دو منظر به ابوسعید پاسخ میدهند: 1-منظر تعبدی 2-منظر تعقلی که در اینجا به نحو اجمال از لسان گوهربار آن حضرت نص عبارت بیان میشود:
«ای اباسعید! آیا من حجت خدا بر خلق او و امام و رهبر مردم بعد از پدرم نیستم. گفتم: بله حضرت فرمود: آیا من نیستم که رسول خدا(ص) درباره من و برادرم حسین(ع) فرمود: «حسن و حسین هر دو امام هستند چه قیام کنند و چه قعود» گفتم: بله.
فرمود: پس اکنون امام و رهبرم، چه قیام کنم و چه نکنم و خانهنشین باشم، ای اباسعید، علت مصالحه من با معاویه همان علت مصالحهای است که پیامبر خدا(ص) با طائفه «بنی ضمره»و «بنی اشجع» و مردم مکه در بازگشت از جنگ حدیبیه کرد (با فرق اینکه) آنان کافر بودند به نزول قرآن (و ظاهر صریح آیات قرآن) و معاویه و اصحاب او کافرند به تأویل (و باطن) قرآن.
ای اباسعید! وقتی من از جانب خدای تعالی امام هستم نمیتوان مرا در کاری که کردهام چه در صلح و چه در جنگ تخطئه کرد. گرچه سِرّ کاری که کردهام برای دیگران روشن نباشد.
آیا حضرت خضر را ندیدی که وقتی کشتی را سوراخ کرد و آن پسر را کشت و آن دیوار را برپا داشت، کار او مورد اعتراض موسی(ع) قرار گرفت، چون سر آن کارها را نمیدانست تا وقتی که علت را به او گفت، راضی گشت و همینگونه است کار من که شما به خاطر اینکه سِرّ کار ما را نمیدانید، مرا هدف اعتراض قرار دادهاید.
(آنگاه امام حسن(ع) یکی از اسرار مصالحه خود با معاویه را بیان کرد) و فرمود: در صورتی که من این کار را نمیکردم، احدی از شیعیان ما در روی زمین باقی نمیماند و همه را میکشتند.1
1- عللالشرایع، شیخ صدوق، ص20
منبع: روزنامه کیهان
ܓ✿ سـلام علیکم ܓ✿