حکایت سفره های معاویه در زمان ما
معده معاویه و عروس های امروز ما
دين خود را با فرزندانتان معامله نكنيد، ميهمانى و عروسى با هزينههاى گزاف نگیرید
به گزارش فعالان فضای مجازی جلسه دعای ندبه منتظران مهدی(عج) به نقل از پایگاه اطلاع رسانی استادحسین انصاریان، متأسفانه با دنيايى از غصّه و حزن بايد گفت: معاويه در شام، در محراب نماز مىايستاد و مردم به او اقتدا مىكردند، چه امام و چه مأمومهايى ! ظهر روزى كه هوا گرم بود، نمازش تمام شد، خواست تا براى خوردن غذا به خانه برود، در بين جمعيت «سويد بن غفلة» را ديد. گفت: سويد ! چه عجب ! به شام آمدهى؟ سويد گفت: كارى داشتم. معاويه گفت: براى صرف غذا نزد ما بيا. سويد ايام پابرهنگى معاويه را ديده بود، آن زمانى كه نان نداشت تا بخورد. معاويه آن وقت حدود هشتاد ساله بود.
سويد مىگويد: مثل هفت خوان رستم، بند بند كاخ را رد كرديم، مأمورها همه ايستاده بودند، احترام مىكردند. به سالنى رسيديم، چه پردههايى، چه فرشهايى، گفت: بنشين تا غذا حاضر شود. خدمتكار آمد، گفت: اعلى حضرت! غذا حاضر است.
سويد مىگويد: وقتى درب سالن را باز كردند و سفره را ديدم، گفتم: معاويه ! مگر چند ميهمان دارى؟ گفت: براى چه؟ گفتم: به اندازه صد نفر غذا روى سفره هست. گفت: ميهمان غير از تو ندارم، گفتم: اين همه غذا را مىخورى؟ گفت: نه، گفتم: پس چرا اين همه غذا را روى سفره گذاشتهاند؟ گفت: من به آشپزخانه دستور دادهام كه هر روز انواع غذاهاى سورى، مصرى، شامى و ايرانى را بپزيد، من هر كدام را ميلم كشيد، بخورم.
اين معده نفس است. زمان ما نيز در دربار، كاخها و عروسىهاى دنيا و هتلها، همين بازىهاى معاويه هست. چهارصد نفر ميهمان دارند، سفرهاى مىاندازند كه اگر چند هزار نفر بخورند، گويا باز دست نخورده است. بعد بقيهاش را دور مىريزند و مىگويند: بهداشتى نيست.
عدهاى قيامت عجيبى دارند. شما جوانها! وقتى كه ازدواج كرديد و بچه دار شديد، بچهها بزرگ شدند، فريب بچهها را نخوريد، دين خود را با فرزندان معامله نكنيد. ميهمانى و عروسى با هزينههاى گزاف براى آنها نگيريد.
به سويد گفت: بخور. خودش شروع به خوردن كرد، چند لقمه خورد، گفت: اى سويد ! چرا نمىخورى؟ گفت: اشتها ندارم. مىترسم لقمهاى بخورم، گلوگيرم شود و خفه شوم. گفت: چرا؟ سويد گفت: به ياد اميرالمؤمنين عليهالسلام افتادم.
ܓ✿ سـلام علیکم ܓ✿