اختلاف سن‌ در ازدواج خوب یا بد؟

بر اساس آمارهای منتشر شده توسط سازمان ثبت احوال کشور در سه ماه آغازین سال گذشته از کل 224 هزار و 52 ازدواج صورت گرفته، 24 هزار و 967 پسر با دخترانی که یک تا 20 سال از خودشان بزرگ تر بوده‌اند ازدواج کردند که در این میان اختلاف سنی یک سال با 8 هزار و 399 ازدواج بیشترین فراوانی و اختلاف سنی 20 سال با 181 ازدواج کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.

بسیاری از کارشناسان اجتماعی معتقدند اینکه گفته می‌شود دختران باید از پسران کوچک تر باشند اعتقاد صحیحی نیست اما به شرط آنکه این اختلاف سنی معقول و در حد یک تا سه سال باشد چرا که بیشتر از این سن هماهنگی جسمی میان زوجین را از بین می‌برد و پس از مدتی علاقه‌ ها کمرنگ می‌شود و مسائل جدی تر خودنمایی می‌کند.

یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر نسبت به سال‌های گذشته بیشتر به چشم می‌خورد تمایل ازدواج پسران با دخترانی است که از نظر سنی از خودشان چند سال بزرگ تر هستند و اغلب این افراد دختران شاغلی هستند که از نظر وضعیت مالی در وضعیت بهتری نسبت به پسران قرار دارند.

اگر از لحاظ اقتصادی به این موضوع توجه کنیم یکی از دلایلی که در این تغییر نگرش‌ها مؤثر بوده است عدم تمکن مالی مورد نیاز پسران جوان در زمان ازدواج آنان است که باعث می‌شود به سمتی بروند که از لحاظ مالی امنیت داشته باشند

کوروش محمدی، جامعه شناس بیکاری و مشکلات اقتصادی ناشی از آن را در جامعه، توضیح می دهد: این وضعیت قابل انکار نیست اما مقایسه کشور با سایر کشورها نشان می‌دهد در بسیاری از کشورها وجود بحران بیکاری مشکلی برای بنیان خانواده ایجاد نکرده است. مشکلات اقتصادی و بیکاری معضلاتی قابل حل است اما اگر کوچک‌ترین اختلالی در بنیان خانواده و به ویژه در مسایل تربیتی جامعه اتفاق افتد، جبران آن به زمان طولانی‌تری نیاز دارد.

وی با بیان این‌که جامعه ما در حال گذار از شکل سنتی به مدرن است، اظهار می دارد: حرکت از یک جامعه سنتی به سمت یک جامعه مدرن تغییراتی زیادی در شیوه زندگی جوانان ایجاد کرده است و با وجود چنین شرایطی باید شاهد افزایش ازدواج پسران با دختران بزرگ‌تر از آْنها باشیم

این آسیب شناس اجتماعی با اشاره به این‌که فقر و بیکاری از جمله مشکلات جامعه کنونی است، تصریح می کند: بیکاری و نا امیدی مردان جوان از پیدا کردن کار مناسب موجب شده تا با دختران مسن‌تر از خود که شاغل هستند، حتی با اختلاف سنی ۱۰ سال نیز ازدواج کنند.

سیما فردوسی مشاور امور خانواده در خصوص علت گرایش پسران به این موضوع می گوید: ازدواج پسران با دخترانی که از خودشان بزرگ تر هستند ریشه در تربیت خانوادگی آنها دارد. وی ادامه داد: خانواده ها و مخصوصا مادرانی که در دوران کودکی از بچه‌های خود بسیار حمایت می‌کنند باعث می‌شوند تا پسران حس مسئولیت پذیری نداشته باشند و عادت ‌کنند که همیشه یک نفر از آنها حمایت کند.

این استاد دانشگاه می افزاید: این افراد در دورانی که بزرگ می‌شوند و قصد ازدواج دارند به سراغ دخترانی می‌روند که بتوانند از آنها حمایت کنند و زیر چتر حمایتی خود ببرند و به سراغ خانم‌هایی می‌روند که حس مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشند و بتوانند مسئولیت‌ها را بپذیرند وبه این ترتیب احساس آرامش بیشتری می‌کنند.

محمدی عنوان می کند: نگاه دختران در ازدواج با پسران کوچک‌تر از خود باید مورد توجه قرار گیرد؛ با بالا رفتن سن ازدواج و افزایش جمعیت دختران در انتظار و سخت شدن شرایط ازدواج برای پسران به نظر می‌رسد که برخی دختران با مهریه‌های کم قانع به انجام این ازدواج‌ها می‌شوند.

محمدی در ادامه عنوان می کند: ساختارها و معیارهای ازدواج در جامعه تغییر کرده است؛ زمانی معیارهای اصلی ازدواج برای مردان شرایط مناسب فردی، تحصیلات و اخلاق بود اما این معیارها در جامعه امروز جای خود را به امکاناتی که از طریق دختر فراهم می‌شود مانند درآمد و توانمندی مادی، داده است.

وی با بیان این‌که احتمال موفقیت چنین ازدواج‌هایی کم است، اضافه می نماید: مشکلات اقتصادی و گرفتاری‌های جامعه موجب شده تا جوانان از معیارهای اصلی خود چشم پوشی کنند.

این آسیب شناس اجتماعی با اشاره به این‌که در نگاه جامعه گذشته ازدواج یک مرد با دختر بزرگ‌تر از خود امتیازی از سوی مرد برای زن محسوب می‌شد، می گوید: در شرایط کنونی ازدواج وارونه، با توجه به بیکاری مردان، مشکلات اقتصادی و ناتوانی آن‌ها در اداره یک زندگی مشترک، این تصور را ایجاد می‌کند که این دختران هستند که امتیاز زندگی مشترک را برای پسران فراهم کرده‌اند.

فردوسی پور نیز در خصوص تاثیر این ازدواج‌ها در طلاق می گوید: در آمارهای طلاق می‌تواند مؤثر باشد اما عامل اصلی نیست در بعضی از این ازدواج‌ها در آینده می تواند باعث طلاق شود اما در این ازدواج‌ها ازدواج‌های موفق نیز وجود دارد.

به گفته وی اگر این تفاوت سنی معقول و در حد یک تا سه سال باشد مشکل جدی ایجاد نمی‌شود اما اگر این اختلاف سنی بیشتر شود طبیعتا مشکلات آنها نیز بیشتر می‌شود.

وی مناسب ترین فاصله سنی برای ازدواج را از 2 تا 3 سال عنوان کرده و می گوید: حداکثر تا هفت سال پسر از دختر باید بزرگتر باشد.

محمدی در ادامه با بیان این‌که شناخت دو طرف از یکدیگر در امر ازدواج بسیار حایز اهمیت است، خاطرنشان می کند: شناخت و عواطف انسانی در ازدواج‌هایی که سن زن از مرد بیشتر است حاکم نیست به همین دلیل احتمال شکست این ازدواج‌ها حتی اگر منجر به طلاق رسمی نشود بیشتر از ازدواج‌های معمولی است.

وی با اشاره به این‌که احتمال طلاق عاطفی در ازدواج‌های وارونه افزایش می‌یابد،‌ مدعی است: آمار طلاق در کشور قابل توجه است و مشکلات رفتاری و عوارض ناشی از این ازدواج‌ها علاوه بر افزایش آمار طلاق، در آینده دامن گیر جامعه می‌شود.

این آسیب شناس اجتماعی با بیان این‌که فرار مردان از شرایط موجود و تن ندادن به سختی‌های ازدواج یکی دیگر از دلایل ازدواج وارونه است، ادامه می دهد: بسیاری از مردان جوان امیدی به آینده ندارند، به علاوه دختران به علت بالا رفتن سن از حداقل فرصت پیش آمده برای ازدواج استفاده می‌کنند و تن به ازدواج‌های وارونه می‌دهند.

محمدی خاطرنشان می کند: دامنه انتخاب یک دختر ۱۷ ساله بیشتر از دامنه انتخاب یک دختر ۲۷ ساله است و طبیعی است دخترانی که سن آن‌ها بالا رفته تن به ازدواج‌های وارونه دهند.

وی در انتها می گوید: اگرچه امروز ازدواج‌های وارونه با اختلاف سنی ۲ یا ۳ سال نادیده گرفته می‌شود اما تبعات ازدواج‌های وارونه با اختلاف سنی ۱۰ تا ۲۰ سال که تعداد آن رو به افزایش است در آینده فاجعه آمیز خواهند بود.

منبع: روزنامه کیهان