سبك زندگی اسلامی؛ ضرورتها و روش ها . بخش دوم
در محضر حضرت آیت الله مصباح یزدی
حد و مرز ناسيوناليسم
ناسيوناليسم؛ ابزاری برای تحقق اهداف عالی
وقتي ميخواهيم سبک زندگي اسلامي را اجرا كنيم، يك روش اين است كه با همين انگيزه بگوييم ما ملت مستقلي هستيم و نميخواهيم زير سلطه ديگران باشيم. چرا ديگران بايد بر ما ظلم کنند؟ ما ايراني هستيم و فرهنگي ديرپا و سابقه تاريخي چند هزار ساله داريم؛ پس ما بايد مستقل باشيم. اين يک راه موفق است و در بسياري از کشورهاي دنيا نيز از آن استفاده و آثاري نيز بر آن مترتب شده است و ما نيز آن را نفي نميکنيم.

حال پرسش اين است كه آيا روش استفاده از ارزشهاي اسلامي براي ايجاد يک سبک زندگي مطلوب است يا اسلامي بودنش لازمه ديگري دارد؟ پس از آن، اين پرسش مطرح است که اگر دو راه در پيشرو داشته باشيم، يکي با استفاده از انگيزهها، تعصبات، غرور ملي و حس ناسيوناليسم و ديگري روشهايي كه دين و اسلام ارائه ميدهد، كداميك ترجيح دارد؟ چهبسا شما بگوييد از راه معارف اسلامي، ارزشهاي اسلامي و اعتقاد به خدا، قيامت و ترويج آنها استفاده شود و ديگري بگويد از موضوعهايي كه بيشتر مردم درک ميکنند، استفاده شود؛ زيرا اين روش تجربه شده است و در کشورهاي ديگر نيز همين کار را ميکنند. در اينجا يک مسئله جدي مطرح است که الان در مسائل روزمره اجتماعي و سياسي خودمان نيز کاربرد دارد و آن اينكه، ترويج گرايشهاي ناسيوناليستي و مليگرايي که ميتواند منشأ بسياري از خوبيها براي کشور باشد و موجب ميشود انسان تسلط ديگران را نپذيرد و براي خود شخصيت و هويت ملي و اجتماعي قائل شود، در کنار معارف اسلامي، بهمنزله ابزاري براي رفع اين مشکلات، چه نسبتي با آنها دارد؟ آيا اين دو ابزار مساوي و هم عرضاند؟ آيا کارآيي يکي بيش از ديگري است؟ ارزش و اهميت آنها مساوي است يا با هم فرق دارند؟ كداميك ارزش بيشتري دارد؟ اين مسئله به اين بازميگردد كه بينشمان نسبت به اسلام و معارف اسلامي چگونه باشد و در نهايت اينكه، نگاهمان به هستي و جايگاه انسان در اين عالم و فرجام او ـ هم فرجام فردي و هم اجتماعي ـ چگونه است.
حد ومرز ناسيوناليسم
يک نوع نگرش اين است که فقط به زندگي مادي دنيوي و منافع آن توجه كنيم؛ البته لازم نيست خدا و آخرت هم نفي شوند؛ براي نمونه، بعد از انقلاب كارهاي عمراني زيادي در كشور انجام شده و سطح زندگي مردم ارتقا يافته است يا كارخانجات زيادي تأسيس شده يا پيشرفتهاي علمي و تکنولوژيک زياد داشتهايم.اينها نتايج انقلاب، از همين منظر مادي است. در اين نگرش، با اينکه ما انسانهاي ماديگرا و ماترياليست نيستيم؛ بلكه خدا و قيامت را قبول داريم؛ اما اين اعتقادات در متن زندگي ما خيلي مؤثر نيست؛ بلكه جنبه حاشيهاي دارد. چنين تصور ميشود که بايد مملکت ما آباد و صنعتمان پيشرفته باشد و بتوانيم ماهواره هم بسازيم؛ و در ضمن، اسلام هم خيلي خوب است؛ نماز هم بخوانيد، سينه هم بزنيد، عزاداري هم بکنيد؛ خيلي هم خوب است؛ اما ما ميخواهيم زندگي خوبي داشته باشيم! يک نگرش ديگر اسلام را اصل ميداند. اين دو نگرش است؛ آيا اين دو نگرش در عرض هم قرار دارند يا مساوي اند يا ضد هم هستند؟ ما اين دو را در طول هم ميدانيم؛ يعني اصالت با اسلام است.
مسائل مادي و انگيزههاي مادي، هرچند خودش اصالت نداشته باشد، ميتواند ابزاري براي پيشرفت اسلام باشد؛ اما توجه داشته باشيم که هدف اصلي آن است. براي مثال، سيدالشهداء(ع) در روز عاشورا به دشمنان خود فرمود اگر اسلام نداريد، مسلمان نيستيد، آخرت را قبول نداريد، فَکونوا أحْرارًا في دُنْياکُم، (بحار الأنوار، ج 45، ص 51). لااقل آزادمرد باشيد؛ يعني آزادگي را که يک ارزش انساني است، رعايت کنيد. استفاده کردن از اين ارزش، بدين معنا نيست كه يا بايد خدا را انتخاب کرد يا آزادگي را؛ بلكه آزادگي در خدمت به اسلام و در راه پيشرفت به سوي اهداف اسلامي است؛ يعني يك ابزار است.
گاهي نيز ممکن است از آن سوءاستفاده شود. صدام نيز به سپاه خود ميگفت عراقي باشيد، براي کشورتان کار کنيد و با ايرانيها بجنگيد تا کشورتان آباد شود؛ الاهواز از ماست و شما برويد آنجا را بگيريد و چاههاي نفت را تصاحب كنيد. او نيز همين حس ناسيوناليستي را تبليغ ميکرد. پس ناسيوناليسم اصالت ندارد؛ ولي ميتواند در شرايطي خاص، براي هدف عاليتر ابزار قرار بگيرد؛ ولي نبايد فراموش کنيم که هدف آن است؛ اينها وسيله است و وسيله در حدي که براي آن هدف مفيد باشد، مطلوب است. اگر از حد خودش تجاوز کند، چهبسا اثر منفي داشته باشد. پس اينکه ايرانيگري را بهجاي اسلام قرار دهيم، پذيرفتني نيست؛ اما ميتوانيم از ايراني بودن بهمنزله يك ابزار استفاده كنيم؛ زيرا ما ايرانيها اسلام را پذيرفتيم؛ اسلامي که باعث سعادت دنيا و آخرت است.اين براي ايرانيها يك افتخار بوده است كه بيش و پيش از ديگران، اين دين و حقيقت را پذيرفتند. ما نيز بايد همين سبك را ادامه دهيم و آن را در خودمان تقويت کنيم. در اين صورت، استفاده از ناسيوناليسم ميتواند بهمثابه وسيلهاي براي تحقق هدف عاليتر مقبول باشد؛ کما اينکه اميرالمؤمنين(ع)ميفرمود اگر ايمان نداريد، عروبت را رعايت کنيد.عِرق عربي بودن با بخل و تنگنظري منافات دارد. عربها مهماندوست هستند و تعصب دارند.شما از عربيت استفاده کنيد و لااقل نگذاريد دشمن بر ناموستان مسلط بشود. عرب حاضر نميشود ناموسش در اختيار دشمن قرار گيرد. هدف اين است که ناموس در پناه اسلام و ارزشهاي اسلامي حفظ شود؛ اما استفاده از عروبت براي حفظ ناموس قابل قبول است؛ اما اينكه به جاي اسلام و ارزشهاي اسلامي، فقط بر اساس اقتضاي عروبت عمل کنيد، نه معقول و نه مورد تصديق و عمل بزرگان دين است؛ بلکه در مواردي كه در اين جهت قرار نميگيرد، مذمت و با آن هم مبارزه شده است.بههرحال، در سبك زندگي اسلامي، بايد معيار ارزشيابي ما باورها و ارزشهاي اسلامي باشد.
سخنرانی آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته)در همايش ملي سبک زندگي اسلامي -1391/11/26
منبع: روزنامه کیهان
ܓ✿ سـلام علیکم ܓ✿