در محضر حضرت آیت الله مصباح یزدی

شناخت معیار شیوه زندگی دینی

وقتي گفته مي‌شود در جامعه طلاق زياد شده است، عده‌اي مي‌گويند اين موضوع اشكالي ندارد؛ زيرا برخي مردم تنوع همسر را دوست دارند؛ همجنس‌بازي در کشورهاي غربي شايع شده است و حتي يکي از شعارهايي که نامزدهاي رياست جمهوري براي جلب آراي همجنس‌بازان از آن استفاده مي‌کنند، طرفداري از همجنس‌بازي است. اين مسئله چه عيبي دارد؟ يک روزي مردم خوششان نمي‌آمد و حالا خوششان مي‌آيد! چه كسي گفته همجنس‌بازي بد است؟ معيار ارزشيابي‌مان چيست؟ بر چه اساسي بگوييم سبک زندگي فعلي ما مطلوب است يا نيست؟ بايد براي تشخيص اين موضوع معياري داشته باشيم.

نخست بايد بدانيم معيار سبک زندگي اسلامي چيست؛ سپس آنچه را كه مخالف اين سبک زندگي است، اصلاح كنيم. اگر سبک زندگي اسلامي را به‌درستي نشناسيم، چگونه مي‌توانيم بگوييم اين سبك زندگي مطلوب يا نامطلوب است؟ نهايت آن اين است که بر اساس فرهنگ عام جهاني نظرخواهي کنند و هر چه را اکثريت مردم گفتند، بدان عمل كنند. امروزه بسياري از مسائل وجود دارد ـ مانند همجنس‌بازي ـ كه ما نام آن‌ها را هم با شرمندگي بيان مي‌كنيم؛ اما در بسياري از کشورهاي دنيا، مراکزي براي ترويج اين فرهنگ وجود دارد. بنده با يكي از مسئولين فعلي كشور،‌ براي سخنراني در واشنگتن دعوت شده بوديم. در يکي از ايالت‌هاي آمريکا، نبش خياباني در كنار يك ميدان بزرگ، ساختمان بزرگي با يک تابلوي کتابخانه وجود داشت. به همراه خود گفتم خوب است اينجا بايستيم و از كتاب‌‌هاي اين کتابخانه مهم استفاده کنيم. ايشان گفت: نه، نه؛ اينجا پياده نشويد! پرسيدم چرا؟ گفت چند لحظه صبر كنيد به شما مي‌گويم. يک مقداري که جلوتر رفتيم، چند نفر با شورت و آرايش كرده در حال رفتن به آن مركز بودند. گفت اينها مرد هستند و اينجا محل همجنس‌بازان است؛ اينها کتابخانه، فلسفه، فيلم و نشريات خاص مربوط به خود دارند و به‌طور علني افتخار مي‌کنند و به دولت هم مي‌گويند و بر آن‌ها منت نيز مي‌گذارند که ازدواج مي‌کنيم. ازدواج مرد با مرد هزينه‌اي براي دولت ندارد؛ اما افرادي که با غيرهمجنس ازدواج مي‌کنند و بچه‌دار مي‌شوند، مخارج زيادي دارند كه دولت بايد آن‌ها را تأمين كند. به همين دليل، منت هم سر دولت دارند که زندگي‌شان کم‌هزينه است. اينها فلسفه‌اي مربوط به قرون قبل از ميلاد دارند و با استفاده از تجارب علمي و حتي زيست‌شناسي و روان‌شناسي به نتايجي رسيده‌اند که انسان‌ها دو نوع گرايش دارند؛ براي مثال، برخي افراد به طور ذاتي به همجنس گرايش دارند. چه كسي گفته اين بد است! پس بايد مقياسي براي سنجش سبك زندگي اسلامي داشته باشيم.

نخست بايد سبک زندگي اسلامي را درست بشناسيم و اين مقدور نيست، مگر اينکه باورها و ارزش‌هاي اسلامي درست شناخته شود و مورد توجه قرار گيرد. آيا واقعا ما هم بايد دنيا زده باشيم يا نه؟ آيا بايد در طول 24 ساعت، دقايقي را هم براي دين، آخرت و خدا در نظر بگيريم يا نه؟ حتي گاهي كار به جايي مي‌رسد که از منظر برخي، ارزش‌هاي اسلامي تاريخمند است؛ يعني آموزه‌هاي اسلامي براي 1400 سال پيش مفيد بوده است و امروز تاريخ مصرفش گذشته است؛ امروز ارزش‌هاي ديگري بايد در جامعه اجرا شود؛ ارزش‌هايي که دنيا مي‌پسندد! يعني ملاک اين است که دنيا چه مي‌پسندد.

مراحل تحقق سبك زندگي اسلامي

به‌هرحال، تحقق سبك زندگي اسلامي مراحلي دارد. نخست بايد سبک زندگي فعلي‌مان را مشخص کنيم. بعد سبك زندگي اسلامي را بشناسيم.در ادامه اين دو را با هم مقايسه، موارد افتراق را مشخص و براي رفع اين افتراق‌ها تلاش كنيم. بخشي از اين كار مربوط به مسائل معرفتي و شناختي است؛ اول، اثبات اينکه اين رفتارها موافق با اسلام يا ضداسلام است. بايد اين مطلب را به مردم باوراند كه برخي کارهايشان با اسلام موافق نيست. دوم اينکه وقتي اين رفتارها موافق اسلام نيست، بايد آن‌ها را تغيير داد. بايد بگوييم ارزش‌هاي اسلامي مطلق و دائمي است، نه تاريخمند و مربوط به زماني خاص؛ بلكه بايد هميشه اين ارزش‌ها رعايت شود. اين دو مسئله به شناخت مربوط مي‌شود.مسئله سوم، پيدا کردن راهي براي تغيير اين سبك است. چه برنامه‌هايي بايد تهيه کرد تا بتوان اين سبک و رفتار را تغيير داد. تغيير در رفتار، هميشه معلول شناخت نيست.

ضرورت برنامه‌ریزی عملی

خودمان بارها مسائلي را تجربه كرده‌ايم؛ يعني مي‌دانيم برخي كارها بد است و براي آن دليل هم مي‌آوريم؛ اما آن‌ها را انجام مي‌دهيم.براي نمونه،‌ کسي که در اداره کم‌کاري مي‌کند، آيا نمي‌داند كم‌‌كاري عمل بدي است؟ كسي دير مي‌آيد، زود مي‌رود، فرد ديگري براي او ساعت كاري ثبت مي‌كند، به بهانه‌هاي مختلف سر کار نمي‌رود،‌ در اداره وقتي پشت ميز نشسته مشغول انجام دادن امور شخصي خود است، آيا اين فرد نمي‌داند كار بدي انجام مي‌دهد؟ آيا اگر خود اين فرد به اداره ديگري برود و با کارمندي مواجه شود که اين‌گونه رفتار مي‌کند، خوشش مي‌آيد؟! به تعبير ديگر،‌ آيا كسي هست كه نداند، دزدي بد است؟ آيا افرادي نيستند كه از بيت‌المال، حقوق ديگران، وقت و موقعيتشان مي‌دزدند؟ پس تنها شناخت کافي نيست؛ بايد بررسي کرد كه چه عواملي با هم جمع مي‌شوند تا رفتاري شکل گيرد و در جامعه رواج پيدا ‌کند. يکي از اين عوامل، مسائل معرفتي و شناختي است؛ اما مسائل ديگر آن، به برنامه‌ريزي عملي جامع نياز دارد. اگر فقط به يك بخش آن ـ براي مثال گراني نان ـ بپردازيم، ‌اين مسئله حل نخواهد شد. اين موضوع در بخشي از سلسله مسائل مختلف اقتصادي، که عوامل شناختي و گرايشي هم در آن مؤثر است، مطرح مي‌شود. در اين زمينه، برخي مسائل مديريتي نيز بايد اعمال شود. بعضي‌ از امور نيز بايد با قوه قهريه اعمال شود، متخلفان نيز بايد مجازات شوند؛ مجازات نيز بايد در ملاء عام باشد تا بازدارنده باشد: وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ(نور/ 2).مجازات و اعدام كردن در زندان فايده‌اي ندارد؛ بايد در حضور مردم باشد تا بازدارنده باشد و البته همه اينها بايد تابع دستور‌هاي اسلام باشد. از سوي ديگر، بين مسائلي که اصل حرمت و حليت يا وجوب و حرمت چيزي را بيان مي‌کنند با مسائلي که روش‌هاي اجرايي را تعليم مي‌دهند، تفاوت وجود دارد. در مقام عمل نيز مديران بايد براي اجراي ارزش‌‌ها در جامعه ‌از اين روش‌ها استفاده کنند.

سخنرانی آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته)در همايش ملي سبک زندگي اسلامي -26/11/1391

منبع: روزنامه کیهان