اختلالات رفتاری، مانعی برای ازدواج

 

هنگامی که دختر با پسری قصد ازدواج دارد، علاوه بر اینکه باید آمادگی لازم را از نظر مالی و شغلی برای ازدواج داشته باشد، باید از نظر شخصیتی هم ویژگی‌هایی را دارا بوده و برخی ویژگی‌ها را نداشته باشد. برخی شخصیت‌ها، دارای اختلالاتی هستند که نه‌تنها روان شناسان ازدواج با آن‌ها را توصیه نمی‌کنند؛ بلکه به گفته یکی از مشاوران، 60تا 70درصد اختلافات همسران و درگیری آن‌ها، پایه در این اختلالات شخصیتی دارد. در ادامه،یک روان‌شناس بالینی این اختلال‌ها را بیان کرده است تا اگر قصد ازدواج دارید، این نکات را هم در نظر بگیرید.

پارانوئیدها عشق را نمی‌شناسند

میترا تیمورنژاد می‌گوید: اختلال‌های رفتاری و شخصیتی بسیاری وجود دارد که برخی از آن‌ها را عموم مردم می‌شناسند و برخی دیگر ناشناخته است؛ به همین دلیل نمی‌دانند پایه اصلی اختلافشان کجاست.

وی ادامه می‌دهد: شایع‌ترین اختلال، اختلال«پارانوئید» است. با آنکه این گروه از افراد تعدادشان کم نیست، اما گاه این رفتارها اشتباه گرفته می‌شوند. برای مثال، افراد پارانوئیدی، بددل، شکاک، بدبین و دارای سوء ظن شدید هستند که رفتارهای همسرشان را دائم چک می‌کنند.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی، با بیان اینکه رفتارهای پارانوئیدی در هر دو جنس مشاهده می‌شود اما مردها بیشتر دچار این اختلال هستند، می‌افزاید: هم بانوان و هم مردها، دچار این اختلال هستند؛ اما در مردها بروز بیشتری دارد و آن‌ها دائم همسرشان را چک می‌کنند.

این مشاور بیان می‌کند: این افراد در ابتدای ازدواج، از همسرشان می‌خواهند هر جایی که می‌رود اطلاع دهد، اگر همسرشان کارمند است به او تلفن می‌کنند یا به عناوین خاصی، پیام‌های او را چک می‌کنند.

وی ادامه می‌دهد: متاسفانه این رفتارها از سوی همسران در ابتدا به عنوان عشق و علاقه، دوست‌داشتن و توجه تلقی می‌شود؛ در صورتی که عشق یا علاقه هرگز با چنین رفتارهایی بروز نمی‌کند.

تیمورنژاد می‌گوید: این افراد به دلیل بدبینی که دارند، هیچ‌گاه به همسرشان اعتماد ندارند، در صورتی که اعتماد، پایه اصلی زندگی مشترک است که اگر اعتمادی وجود نداشته باشد، پایه‌های زندگی مشترک متزلزل خواهد شد.

وی توضیح می‌دهد: اگر هر کدام از همسران، فرد مقابل را به عنوان پدر یا مادر آینده فرزندانش تعیین کرده است، باید به او اعتماد داشته باشد؛ در غیر این‌صورت چگونه می‌خواهد تربیت فرزندانش را به او بسپارد؟

این روان‌شناس بیان می‌کند: این افراد اعتقاد دارند همه مشکوک هستند مگر خلاف آن ثابت شود و به همین دلیل به دنبال مچ‌گیری از همسرشان هستند تا ثابت کنند که آن‌ها خیانتکار هستند.

این مشاور می‌افزاید: هنگامی که این رفتارها تکرار می‌شود، به نحوی که عرصه زندگی بر طرف مقابل تنگ می‌شود؛ دیگر فرد آن را به حساب دوست داشتن و علاقه نمی‌گذارد و از همین رو اختلافات و تنش‌ها آغاز می‌شود.

وسواسی‌‌ها هم گزینه مناسبی نیستند

تیمورنژاد با بیان اینکه افراد وسواسی هم نمی‌توانند گزینه مناسبی برای ازدواج باشند، می‌گوید: اگر بخواهیم یکی دیگر از اختلالات شایعی را که سبب اختلاف و تنش بین همسران می‌شود، نام ببریم، باید به اختلال وسواس در فرد اشاره کنیم.

وی با این توضیح که وسواس به دو گروه اختلال وسواس رفتاری، عملی و اختلال شخصیت وسواسی تقسیم می‌شود، ادامه می‌دهد: در گروه اول، افرادی که اختلال وسواس رفتاری دارند، وسواسشان در رفتارهایشان مشاهده می‌شود.

این کارشناس ارشد روان‌شناسی توضیح می‌دهد:این افراد، علاوه بر اینکه خودشان به شستشو و نظافت و به قولی پاکی و نجسی بسیار اهمیت می‌دهند، اطرافیانشان را هم مقید می‌کنند که از آن‌ها پیروی کنند.

وی با اشاره به اینکه بانوان بیشتر دچار این اختلال هستند، بیان می‌کند: هرچند که این اختلال در بانوان بیشتر مشاهده می‌شود، اما گاه در بین مردان نیز دیده می‌شود. این رفتارهای آن‌ها، دیگران را (به خصوص همسری که عمری در کنارشان زندگی مشترک دارد) بیشتر معذب می‌کند.

تیمورنژاد با این توضیح که اختلال شخصیتی در هر دو جنس به صورت یکسان مشاهده می‌شود، ادامه می‌دهد: در اختلال شخصیت وسواسی، فرد بسیار منظم و دقیق است، چارچوب‌های خاصی دارد و بسیار قانون‌گراست. هر چند که این افراد هم دچار اختلال هستند، اما به شدت گروه اول، زندگی با آن‌ها مشکل‌آفرین نیست.

 

دورن‌گرا یا برون‌گرا؟

این روان‌شناس می‌گوید: دورن‌گرا یا برون‌گرا بودن افراد هم می‌تواند از جمله عواملی باشد که بر ازدواج تاثیر می‌گذارد.

وی توضیح می‌دهد: تصور کنید یکی از همسران شخصیت درون‌گرایی دارد و از ارتباط برقرار کردن با افراد ابا دارد یا دوست ندارد در جمع‌های خانوادگی حضور پیدا کند و همسر باید تمام مهمانی‌ها و مراسم‌ها را تنهایی شرکت کند.

این مشاورخانواده می‌افزاید: در مقابل این گروه، افراد برون‌گرا هستند که ارتباطات اجتماعی بسیار خوبی دارند. حال تصور کنید هر کدام از این دو گروه، با فرد متضاد خود ازدواج کند. این ازدواج، آغازی برای شروع اختلاف و تنش است.

تیمورنژاد بیان می‌کند: گروه دیگری از افراد نیز اضطراب و افسردگی دارند. ازدواج با چنین گروهی نیز توصیه نمی‌شود؛ هرچند که به اندازه پارانوئیدها مشکل ندارند، اما از آنجایی که معتقدیم همسران از نظر روابط و علایق تحت تاثیر یکدیگر هستند، همسری که افسرده یا مضطرب است، بر همسرش نیز تاثیر خواهد گذاشت.

این روان‌شناس عنوان می‌کند: افرادی که مالکیت‌طلب هستند و قصد دارند که شما هم جزئی از اموالشان شوید یا افرادی که مانند فرماندهان دستور می‌دهند نیز زوج مناسبی نیستند.

منبع: روزنامه شهرآرا 4آبان1392