کاریکلماتور

۱ـ اگر حرف مُفت را مي خريدند ، خيلي ها ميلياردر بودند.

 

۲ـ آزادي را به «نان» تبریک گفتم.

 

۳ـ آدم «بی باک» از سوخت هسته ای استفاده می کند.

 

۴ـ در مجلس ترحیم آزادی ، مخالفین کف می زدند.

 

۵ـ امروز همان راه حل های دیروز است.

 

۶ـ سکوت به جرم پوزخند به عدالت محاکمه شد.

 

۷ـ فقط آدم های پُر حرف سكوت ذخيره مي كنند.

 

۸ـ بعضي ها آمدند انقلاب كنند اما انقلاب پيش دستي كرد.

 

۹ـ كبوتر آزادي از آسمان هفتم تقاضاي پناهندگي كرد.

 

۱۰ـ بعضي ها روي شاخه نشسته و بعضي ها مشغول خوشه بندي.

 

۱۱ـ رشته سخن را بدست گرفت و كلاهي نو براي مردم بافت.

 

۱۲ـ اگر ساقي چشمان تو باشد يك استكان چاي هم مستم مي كند.

 

۱۳ـ بيشتر اوقات افكارم را با سكوت ، سانسور مي كنم.

 

۱۴ـ آجر فشاري هيچ نسبتي با گروه فشار ندارد.

 

۱۵ـ اوج پرواز روزنامه نگارها خطوط قرمز است.

 

۱۶ـ براي روشن كردن منظورش ، همه چيز را به آتش كشيد.

 

۱۷ـ وضعش «توپ» بود ولی با یک «شوت» از میدان خارج شد.

 

۱۸ـ دست هایم تصمیم گرفتند که مرا نه دست به سینه کنند و نه دست به کمر.

 

۱۹ـ نقاش فقیر « درد » می کشید.

 

۲۰ـ خر نادان ، دوست خوب خر سوار است.

 

۲۱ـ در نبودنت ، خاطراتت خود نمایی می کند.

 

۲۲ـ مخالفان آزادی افق را با لکه های سیاه کدر کردند.

 

۲۳ـ عشق زنی بود که سیگار نمی کشید و من ترکش کردم.

 

*منبع: ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد شماره ۴۶