ضرورت تقلید در احکام اسلامی

ایمان به مبدا و معاد و اعتقاد به نبوت پیامبر اکرم (ص) ما را بدین نتیجه می رساند که خداوند حکیم برای رساندن انسانها به هدف آفرینش، احکامی را توسط پیامبر (ص) ابلاغ کرده است و آنان برای رسیدن به سعادت جاودانی چاره ای جز شناختن آن احکام و عمل به آنها را ندارند وگرنه راه سعادت به رویشان بسته می ماند و از تعالی و رشد روحی باز خواهند ماند.

شناخت احکام الهي ىر عصر غيبت از راه اجتهاد و تخصص ىر علوم دیني امكان پذیر است راه اجتهاد براي همگان باز است و هر کس می تواند با کسب توانایی های لازم، به آن نائل شود، لکن با دوری از عصر معصومین (ع) کار استنباط دشوار شده و فرد علاوه بر لزوم استعداد فکری و سالها تحقیق و تمرین، باید علومی چون ادبیات عرب، منطق، تفسیر، سیره معصومین، علم رجال و درایه و اصول را فرا بگیرد. از این رو کم تر کسی از پس چنین کاری بر می آید و همواره افراد انگشت شماری در این زمینه به موفقیت می رسند.

اما برای افراد، جز اجتهاد، دو راه دیگر وجود دارد:

1- تقلید یعنی رجوع به مجتهدی که احکام الهی را استنباط کرده است.

2- احتیاط یعنی عمل به احکام به گونه ای که انسان یقین کند به وظیفه اش عمل کرده است.

عمل به احتیاط برای همه جایز است؛ ولی چون شناخت موارد احتیاط دشوار و مستلزم اطلاع بر کیفیت اعمال است و کمتر افرادی می توانند از این راه به وظیفه خود عمل کنند، راه تقلید برای بیشتر مردم، ضروری و اجتناب ناپذیر می گردد.

بر لزوم و مشروعیت تقلید در فروع دین، افزون بر سیره عقلا که به رجوع غیر متخصص به متخصص حکم می کنند، آیاتی از قرآن کریم و روایات معصومین (ع) دلالت می کند؛ در آیه ای می خوانیم :

"شایسته نیست مومنان همگی [ به سوي ميدان جهاد ] کوچ کنند، چرا از هر گروهی از آنان طایفه ای کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهنده، شاید [از مخالفت فرمان پروردگار]بترسند و خودداری کنند. " (توبه :122)

از این آیه فهمیده می شود که بر گروهی واجب است تا متخصص و فقیه در دین شوند و جامعه را نسبت به مسائل اسلامی آشنا سازند؛ چنان که بر امت اسلامی واجب است از این متخصصان و فقیهان پیروی کنند و این همان بحث اجتهاد و تقلید است.

امام صادق (ع) نیز در دستوری کلی فرموده است :

" اما آن که از فقیهان، نفس خود را نگهدارد، حافظ و نگهبان دینش باشد، مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش (امام (ع) ) باشد، عوام باید از او تقلید کنند."

مرجع تقلید و شرایط او

فقیهی که مردم در احکام دین از او تقلید می کنند، مرجع تقلید نامیده می شود. از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلال زاده، زنده و عادل باشد و بنابر احتیاط واجب، حریص به دنیا نباشد و از مجتهدین دیگر اعلم باشد، یعنی در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد.

بنابراین، مرجع تقلید باید حریص بر دنیا نبوده و در پی دستیابی به اموال و ریاست نباشد؛ در غیر این صورت، پیروی از وی حرام است و مردم باید از او فاصله گیرند. از این رو، خداوند در قرآن، عوام یهود را به خاطر تقلید از دانشمندان دنیا طلب خود مورد سرزنش قرار داده است.

درباره شرط زنده بودن مرجع تقلید، گفتنی است که همگان باید از مجتهد زنده تقلید کنند و جواز تقلید از میت فقط درباره تقلید از مجتهد وفات یافته ای است که شخص در زمان حیاتش از او تقلید می کرده است و خود این موضوع هم باید با اجازه و تصویب مجتهد زنده باشد، پس اگر مجتهد زنده ای که شخص به او رجوع می کند تقلید میت را جایز نداند، مکلف باید از خود او تقلید کند.

بدیهی است تقلید از مجتهد زنده فواید بی شماری برای جامعه اسلامی دارد؛ از یک سو وسیله رشد و تکامل اندیشه های فقهی و بقای حوزه های علمیه است و از سوی دیگر، مسلمانان هر روز با مسائل جدیدی رو به رو می شوند که باید تکلیف خود را درباره آنها بدانند و این فقیهان زنده اند که با درک شرایط زمان و مکان، احکام شرعی آنها را استنباط می کنند.